بسم الله الرحمان الرحيم
يك خبري است از حضرت صادق عليهالسلام (كه) يك دو بار هم صحبت شده به مناسبتهايي گفته شده (و) ياد اوري شده است. حضرت صادق (ع) و حضرت باقر (ع) در دوراني بودهاند كه حكومت بنياميه لق شده بود. حكومت فقط به فكر خودش بود. حكومت بني عباس هم كه داشت مي آمد روي كار هنوز پايگاهي نگرفته بود اين بود كه مردم آزادي نسبي در چنين وضعيتي پيدا ميكنند در تاريخ هم ديدهايد كه هر وقت يك مقدار آزادي نسبي پيدا شده است قدر متيقين، قدر مشترك همه مردم اين بوده كه از حكومت دور ميشدند و دستگاه حكومتي نمي ساختند خب دستگاه حكومتي هم بيكار نمينشست و كار خودش را ميكرد باز هم آزار و اذيت و تفرقه اندازي داشت. ولي منظور (اينكه) حضرت جعفر صادق (ع) و اواخر حضرت باقر (ع) نيمه آزادي بود كه ميآمدند مردم هر روز (خدمت) حضرت مينشستند و يك عدهاي ميآمدند يا سوالات خاصي داشتند مختص خودشان؛ و يا به طور كلي همان برخورد و سوال و جواب براي مردم درس بود. حضرت صادق (ع) نشسته بودند يك چند نفري آمدند خيلي ميآمدند از شهرستانهاي دور چون همينكه بوي آزادي به آنها خورده بود، كه ديگر بني اميه قدرتي ندارند اگر هم ظاهرا بر حكومت سوارند ولي قدرت ندارند مردم ميآمدند به سمت (ايشان). هر روز يك عدهآي از شهرستانها و جاهاي دور درست ميآمدند خدمتشان يك چند نفري آمدند به زيارت. حضرت فرمودند شما اهل كجا هستيد يك نفر از آنها گفت ما از شيعيان شما هستيم در مثلا خوارزم فرمودند از شيعيان ما هستيد؟ گفتند بله ارادت داريم. فرمودند شيعيان ما طوري هستند كه اگر نياز داشتند و خواستند مثلا نان بخورند دست كردند در جيبشان و ديدند پول ندارند دست ميكنند در جيب همسايهاشان تو جيب رفيقشان پول برميدارند شما همچنين هستيد؟ همه سر را انداختند زير و چيزي نگفتند البته اين براي نشان دادن پيروان خودشان بود مثل اينكه همچنين نامهاي بيايد همه كلماتش مثل هم است يك ذره بين مياندازيم يك جمله اش را بزرگ ميكنيم براي اينكه آن جمله را كه همه ديدند بفهمند از روي آن ساير جاها چيست؛ والاخب قهرا اينجور نبوده يعني اينجوري بنابر آن مورد خاص ولي نشاندهنده اين است كه اينقدر فقرا و شيعيان علي بايد با هم يك دل، و نه تنها يك دل بلكه يك جيب باشند كه دست به هر جيبي كه بكنند حق داشته باشند و ما در اين سفري كه خب زمان آقاي حاج عبدالصالح و پسرشان بوديم مهندس؛ من خودم براي نشان دادن اين كه من اينجوري هستم (مطابق) فرمايش حضرت جعفر صادق (ع) و اينكه اينها همه اينجوري هستند خودم اين كار را كردم از جيب ديگري بخشيدم به ديگري. و يقين دارم هم صاحب جيب و هم (كسي كه) دريافت كرده رضايت دارند و آن رضايتشون اجري است كه خداوند به آنها داده است. و اين مثالي است در مورد اموال و نيازهاست كه گفته شده است. هر گونه نيازي فقرا داشته باشند بايد ساير فقرا كمك كننند مساعدت كننند. و اين محتاج به سيم و ارتباطات و فلان نيست كه ما را بايكوت خبري ميكنند. هيچ چيزي از ما نمينويسند روزنامهها خيلي خوب ما هم روزنامه نميخريم ولي خبرهاي ما هم خودمون و هم ديگران از روز روشنتر براي همه است اين يك سيم ارتباطي است كه بين همهي فقرا بايد باشد اشاره حضرت جعفر صادق (ع) هم در واقع به چنين سيم ارتباطي بود كه بايد باشد همانجوري كه اگر يك بار شما در خواب باشيد يك نقطه از بدنتون را زنبور بگزد همه بدن خبر ميشود، بيدار ميشود حتي (اگر) مگسي بنشيند بسته به حساسيت، بايد اينجور باشد. يعني امروز فرمايش حضرت صادق را بخواهيم تشريح كنيم و شرح بدهيم اينست كه امروز هر نالهاي كه درويشي در منزلش كرد همان وقت صدايش به همه درويشان بايد برسد و هر درويشي هم كه اين صدا به او رسيد بلافاصله مثل ناله خودش در صدد رفع او بايد بر بيايد ان شاء الله خداوند چنين توفيقي به ما بدهد.
فايل صوتي: http://mazaresoltani.net/download/mp3/88/88-05-31-Sobhe-Shanbe-Vazifeh-Momenin-Dar-Yari-Be-Ekdighar.mp3
باسلام و عرض ارادت براي كساني كه اهل انصاف و داوري بيغرض هستندسه داستان اسرارآميز عرفاني