مهلتی بایست تا خون شیر شد
با سلام مجدد به همه دوستان و عزیزانی که به نحوی در جهت تکمیل هدف الاهی و انسانی تهذیب و تزکیه نفس به شکل عملی یا نظری تلاش می کنند. مدتی بود که نویسنده مجال نگارش کلامی جدید نیافته بود و در این بین سخنهای بسیاری در وبلاگ ها و اخبار از هر گوشه شنیده می شد. که شاید نظر نگارنده این وبلاگ برای کسانی که به هر نحوی مرحمت کرده و مطلبی پرسیده بودند گوشه ی تاریکی را باز می کرد. هر چند که گفته اند: همه چیز از قبل گفته شده ولی چون گوش شنوایی نبوده است باید دوباره گفت. اما من بر عقیده ام که همه چیز گفته شده اما این همه چیز را برای شنوندگان هر عصری باید به نحوی دیگر تفسیر کرد و مطابق فهم و درک آنها که معمولا بر اساس سیر تاریخ بالاتر از گذشتگان است بیان نمود. انشاالله.
یاد ده ما را سخنهای رقیق که تو را رحم آورد آن ای شفیق
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کن مصلحی تو ای تو سلطان سخن
