تبليغاتX
بايزيد بسطامي - براي آنان كه تعقل مي‌كنند
به نام خدايي كه پناهگاه ستمديدگان عالم است

مدتي بود كه مطلبي ننوشته بودم و به جاي آن در مطالب مختلف و اخبار و تاريخ عرفان سير مي‌كردم. تا از اين رهگذر چه حاصل آيد.

اما آنچه كه برايم در اين ميان جالب بود اين است كه دريافتم: افراد مختلف از ملل و نحل گوناگون كمترين ارزش را در طول تاريخ براي عقل و فكر خود قائل بوده‌اند و همواره سنن و آداب و رسوم را كه از گذشتگان به آنان رسيده با تعصبي تمام متاسفانه پيروي مي‌كرده‌اند. بيشتر نزاع‌هاي بخصوص مذهبي و ديني در اعصار گذشته و حتي اكنون بيشتر در جوامعي رخ داده است كه مردمش بيشترين تعصب كوركورانه را نسبت عقايد رسيده از گذشتگانشان داشته‌آند.

در دوران پيامبر اسلام (ص) اين نزاع ها بر سر اين مساله به خوبي مشهود بود چنانكه كافران مي‌گفتند كه پدران ما بر اين آيين بت پرستي بوده‌اند و و ما نيز بر همانيم. در اين حال كوچكترين توجهي به فكر و انديشه خود نداشتند.

اما عده‌ كمي نيز بودند كه با زيركي و ذكاوت دريافته بودند كه دين محمد (ص) بر حق است اما دلبستگي به مال و دارايي‌ها و مقامات دنيوي از يك طرف و دوستي و اميد طمع به قدرتمندان ديگر از طرف ديگر مانع از اين بود كه در برابر قدرت حق تسليم شوند.

در مورد ساير ائمه و پيامبران نيز وضع به همينگونه بود. در زمان حضرت حسين (ع)‌ نيز از اين گروه مردمان بودند شريح قاضي نيز با اينكه مي‌دانست آن حضرت بر حق است فتواي قتل حضرتش را داد.

با خود اندكي بيانديشيم مگر بر اين عقيده نيستيم كه «كل يوم عاشورا و كل ارض كربلا» امروز مقايسه‌اي با زمان ائمه بكنيم حاكمان زر و زور كيستند افراد حسين كجا قرار دارند؟ مورد نزاع چيست؟ آنان كه از مردم مي‌خواهند به بيعت خود گردن نهند كيانند؟ و آنان كه آزاده وار در برابر اين بيعت ايستاده‌اند و مي‌گويند همچون مني با همچون يزيدي بيعت نمي‌كند كيستند؟ آيا هرگز در معناي اين حديث تفكر كرده‌ايم؟‌

بس نكو گفت آن رسول خوش جواز/ ذره‌آي عقلت به از صوم و نماز// زآنكه عقلت جوهرست اين دو عرض/ اين دو در تكميل آن شد مفترض (مولوي)


+ نوشته شده توسط عارف حسيني در شنبه 1387/12/03 و ساعت |