به نام آنكه جان را فكر آموخت چراغ دل به نور جان بر افروخت
۱- اينكه من نام وبلاگ را بر اساس نام عارف نامي سلطان العارفين بايزيد بسطامي برگزيدهام به واسطه بزرگي و جلالتي است كه در اين شخص موجود است و تقريبا جميع عرفا و متصوفه بزرگي او را ستوده و در وصف او سخنها رانده اند. اميد دارم كه روح بزرگ اين عارف جليلالقدر هميشه و همواره كمك و ياور ما براي ادامه راه ظاهري و معنوي باشد. ان شاالله.
۲- بزرگان عرفان هميشه و همواره در هر زماني و هر مكاني به ظاهر و باطن ياور مردم به طور اعم و گمگشتگان راه هدايت و سرگردانان وادي ضلالت به طور اخص بوده اند و از هيچ نوع كمكي براي راهنمايي آنها دريغ ننموده اند. تاريخ عرفان و تصوف گوياي رنجهايي است كه اين بزرگان همواره براي خشنودي محبوب خود خداوند كشيده اند. و حتي اين رنجها را به جان خريده و با شوق و ذوق درست آزادي و آزادگي را به بشريت داده اند. زندگي اين بزرگواران مي تواند بزرگترين الگوي بشريت در تمام تاريخ باشد.
۳- تهمت زدن به بزرگان عرفا و وارد كردن ادعاهاي بي اساس به آنها خشم خداوند را به همراه خواهد داشت بكوشيم تا كساني را كه با غرض ورزي هاي جاهلانه تيشه به ريشه خود و جامعه مي زنند از اين كار منع كنيم كه وظيفه ي امر به معروف و نهي از منكر در معناي حقيقي آن با دانستن مواقع از وظايف همه ي ماست ان شاالله همانطوري كه گفته و خواسته شده در عين داشتن غيرت ايماني با بياني نيكو و قولي لين با اين افراد برخورد كنيم و از برخوردهاي احساسي كه مخالف آيه ي كريمه ي و عبادالرحمان الذين يمشون علي الارض هونا و اذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما است بپرهيزيم.
۴- خداوند با مومنين عهد به ترس و گرسنگي و جان و مال و خويشان گرفته بايد با نظر داشتن مبادا حقيقي خود از قدم زدن در راه حق ترس به دل راه ندهيم و همواره روي دل به جانب دوست داشته باشيم. و نظر از قطب زمان ديده وري كه از ثباتش كوه خيره سر گردد برنگردانيم. و ثبات قدم در راه خدا را از او بطلبيم.
