جناب آقاي سلطانعليشاه گنابادي(ره) اصول عقايد خود و مسلك خود را در مقدمهي كتاب تفسير بيانالسعاده في مقامات العباده چنين مينگارد:
و پس از اين سلام و درودها و ستايش اين بنده ي نيازمند به خداي بينياز: سلطان محمد بن حيدر محمد گنابادي كه خداي از آن دو در گذرد- ميگويد: من، خدا و فرشتگان و پيامبران و فرستادگان و همهي آفريدگان خدا را گواه ميگيرم براينكه شهادت ميدهم نيست خدايي جز الله كه او، يكتاي بيهمتا و زنده و توانا و دانا و شنوا و بينا و دريابنده و بااراده و گوينده و بخشنده و مهربان برپادارندهي موجودات و تدبير كنندهي كارها و فرستندهي رسولان (ع) و نازل كنندهي كتابهاي آسماني است. و شهادت ميدهم كه پيامبران و فرستادگان و اولياء و حجتهاي او در روي زمين، همه بر حق ميباشند. و بين هيچ يك از رسولان فرقي نميگذارم و آنچه از جانب پروردگارشان آوردهاند همه حق و راست است و من به خود ايشان و همهي آنچه را كه آوردهاند، ايمان آوردهام و شهادت ميدهم كه محمد (ص) خاتم پيامبران و فرستادگان و بهترين همهي خلق خداست و پس از آن حضرت، عترتش شريفترين خلق خدا هستند، و علي (ع) سرحلقهي خاندان نبوت و وارث علم محمد(ص) است و پس از او يازده نفر از فرزندانش كه يازدهمين آنان غايب قائم منتظر است كه اگر از عمر دنيا فقط يك روز باقي مانده باشد، خداوند آن روز را آنقدر طولاني ميگرداند تا او خروج كند و زمين را از عدل و داد پر كند. به همان سان كه از ستمگري و تجاوز پر شده است. آنان پيشوايان و شفيعان من در روز بينوايي و درماندگي ميباشند، و بوسيلهي آنان به خداوند متوسل شده، از آنان اميد نجات در روز رستاخيز دارم. و اينكه شريعت محمد(ص) ناسخ جميع شريعتهاست و آنچه حضرت محمد (ص) آورده است از سنتها و واجبات و سياستها و عقايد و اخلاق همه بر حق و راست ميباشد و به تمام آنها از مفصل و مجمل ايمان دارم.
مرگ و سوال قبر، صراط ميزان برانگيخته شدن خلائق و نامههاي اعمال، حساب، بهشت ، دوزخ و معاد جسماني و روحاني همه حق، راست و درست است؛ من به همهي آنها ايمان دارم و بر آنها يقين دارم و اين دين من است كه به آن ملتزم شدهآم و بر آن زندهام و بر آن ميميرم، و بر آن برانگيخته ميشوم انشاالله. و شهادت ميدهم بر اينكه قرآني كه در دست ماست همان كتابي است كه بر محمد(ص) نازل شده است؛ خواه در آن تحريفي شده يا نشده باشد، و آن دليل رسالت و خلاصهي آيين او و ريسمان محكمي است كه از جانب خدا كشيده شده، چه آن صورت ولايت تكويني است كه ريسمان محكم الهي در حقيقت همين است. چنانچه عترت و ولايت آنان، ريسماني است كه از سوي مردم به خدا كشيده شده است و آن دو (قرآن و عترت) از هم جدا نميشوند تا در حوض بر او وارد شوند. و اينكه قرآن دليل عترت است؛ چنانكه فرمودهاند: قرآن حجت ما اهل بيت است همچنانكه عترت، روشنگر قرآن است.
پس قرآن، امام صامت و عترت، قرآن ناطق است.
