در ادامه مطالب و در پاسخ به ايرادات مذكور:
مطلب دوم:
موضوع الهامات و تشخيص صحت و سقم آن كار هر كسي نيست بلكه بايد به منبع الهي متصل بود و از او در فهم اين مسايل ياري خواست. از اين رو عرفا و بزرگان متصوفه مامور بودهاند كه پس از طي مراحل سير و سلوك و رسيدن به حقايق عرفاني در حيطهي ماموريت خود كه تهذيب نفوس و تصحيح عقايد است سلاك راه خدايي را از چگونگي اين الهامات باخبر كنند. البته موضوع ديگري هم در اين ميان هست.
مولوي (قدس سره) ميفرمايد: «هر كراهت در دل مرد بهي چون بيايد زآفتي نبود تهي» در توضيح اين مطلب ميتوان به اختصار گفت كه كسي كه در راه خداوند قدم زده و با نيت خالص و قلب خاشع و بدون پيروي از خواهشهاي نفساني خداخواهانه و خداجويانه در صدد يافتن راه حق باشد؛ چون با نيكان خدا در درون همنشين است آنچه كه بر قلب او نازل شود از جهت شخصي او الهام خداوندي است. نمونههاي اينگونه الهامات را در تاريخ اسلام و عرفا بسيار ديدهايم و شنيدهايم. و برعكس آن كسي است كه در راه هواي نفس پيروي اوهام خود و خيالات ميكند. چون همواره با شياطين نفس و اوهام همنشين است. الهامات وارده بر وي از مصدر شيطاني است. همچنانكه در داستاني از مثنوي ميخوانيم كه معاويه را در خواب شيطان بيدار ميكند و امر به نماز خواندن ميكند. كه او تعجب ميكند. و باقي قصه... اميدوارم توضيح مختصر بنده مفيد به مقصود بوده باشد.
مطلب سوم:
اينكه گفته ميشود عرفا بهشت و دوزخ را خوار ميدارند به هيچوجه صحت ندارد. ابتدا دربارهي شعري كه نقل شده: «منكه امروزم بهشت نقد حاصل ميشود وعدهي فرداي زاهد را چرا باور كنم».عرض ميكنم كه در كتاب حافظ نامه كه مستدلترين كتاب در شرح ديوان حافظ است انتساب آن را به حافظ عارف شيرازي مردود ميشمارد. اما بر فرض صحت انتساب اين شعر منظور اينست كه عرفا بر حسب فرمايش هايي كه از مصادر عصمت و بزرگان هدايت نقل شده ميگويند: انسان در اين دنيا بايد به موت اختياري كه از آن به فنا ياد ميكنند از دارالشرك تن رجعت كند يعني در همين دنيا و با همين بدن از خوديت و نفسانيت بميرد تا به بهشت حقيقي كه خلاص شدن از خواهشهاي نفساني و رضايت پروردگار در جوار مقعد صدق است نايل شود. و منظور از بهشت نقد همين است كه انسان در اين دنيا بعد از مردن تولد ثانوي براي وي دست داده و در جوار وصال يار به بهشت نايل شود. يعين به يقين برسد و در شك نماند كه: «ان الظن لايغني عن الحق شيئا» (يعني گمان را براي رسيدن به حق اعتباري نيست) و از همين رو فرموده است آن عارف كامل مولوي عليهالرحمه: آنچه اينجا ناوريدي تو به دست تا نپنداري دلا كانجات هست. بحث در اين زمينه بسيار است و تطويل آن شايد موجب ملال گردد. اميدوارم تا همه از خوديت كه آفت راه حق و حقيقت جويي است بميريم تا عروس حقيقت پرده بر ما بگشايد. ان شاالله.
